اینم چند تا جک بامزه:
یارو میره قهوه خونه تا میتونه چایی میخوره ۵ تا ۱۰ تا ۱۵ تا. قهوه خونه چیه شاکی میشه میگه: بابا خسته نشدی این همه چایی خوردی؟ یارو میگه: راست میگی واللا قربونت یه چایی بیار بخوریم خستگیمون در بره!
به یکی میگن بابات مرده میگه نه بابا اصلا امکان نداره، میگن والله مرده، میگه تا حالا اصلا سابقه نداشته!
یکی به رفیقش می گه : شنیدم تو ظرف شستن به زنت کمک می کنی؟ زن ذلیل! می گه خب مگه چیه . اونم تو رخت شستن به من کمک می کنه!
از حیف نون میپرسن بنظر تو سخت ترین کار چیه؟ میگه: نمک تو نمکدون ریختن، میگه چرا؟جواب میده:چون سوراخ هاش خیلی ریزه!
غضنفر همیشه لباس مشکی می پوشیده . دوستاش میگن چرا همیشه مشکی می پوشی ؟ غضنفر میگه : آخه من ختم روزگارم!
یه روز یه یکی تو هواپیما تفنگو میذاره رو مخ خلبان و میگه:از همینجا صاف میری بندرعباس خلبانه میگه:حالا چرا بندرعباس؟ میگه:آخه دوستم قراره از اونجا قاچاقی ببردم دوبی.
یه دیوونه میخواسته یک کبریت سوخته رو روشن کنه،هرچی میزده کبریت روشن نمیشده. رفیقش بهش میگه: بابا خوب شاید کبریتش خرابه!میگه: نه بابا، همین پنج دقیقه پیش روشن شد!
غضنفر میره سیگار فروشی: آقا سیگار برگ دارین؟ خیر. پس یک بسته سیگار کوبیده بدین.
یارو بالای پل هوایی ایستاده بوده میگه: حالا ما نفهم ، ما بی شعور ... اینجا اصلأ آب ردمیشه که پل زدن؟
یکی میره در خونه دوستش و هر چی در میزنه کسی درو باز نمیکنه، با خودش میگه فکر کنم درشون خرابه، بهتره زنگ بزنم.
